maketing343.jpg

بازاریابی چیست؟

بسیاری از مردم بازاریابی را معادل تبلیغات و فروش تصور می کنند اما آن چیزی که باید بیش از هر چیز دیگر برخلاف تصورات رایج در بازاریابی امروزی مدنظر قرار گیرد این است که بازاریابی ارضای نیازهای مشتریان است، در نتیجه بازاریابی بیش از هر حوزه وظیفه ای کسب و کار دیگر با مشتریان در تعامل است(کاتلر).

تعاریف گوناگونی از بازاریابی ارائه شده است و شاید بتوان گفت هنوز تعریف واحدی از آن ارائه نشده است که به صورت جهانی قابل پذیرش باشد ،اما شاید بهترین تعاریفی که بتوان از بازاریابی ارائه داد آنهایی است که با تمرکز بر مشتری مداری و ارضای نیازهای مشتریان است.

 

تعاریف گوناگون از بازاریابی

در ادامه تعاریفی از بازاریابی از 3 دیدگاه مختلف عنوان می شود که در مجموع بتواند به تمامی جنبه های ضروری آن بپردازد:

1- بازاریابی فرایند برنامه ریزی و اجرای مفهوم ،قیمت گذاری،ترویج و توزیع ایده ها،کالاها و خدمات برای خلق مبادلاتی که اهداف سازمانی و فردی را برآورده  می کند ،می باشد.انجمن بازاریابی آمریکا و در تعریفی که در سال 2013 توسط آن ارائه شده است فعالیتی است که -مجموعه ای از موسسات و فرایند ها- برای خلق،برقرای ارتباط،انتقال و مبادله پیشنهادات که برای مشتریان و شرکا و در مقیاس بزرگتر جامعه دارای ارزش است. همانطور که مشاهده می کنید این پیشنهاد دارای 4 جز ذیل می باشد:

خلق: فرایند همکاری با تامین کنندگان و مشتریان برای ایجاد پیشنهاداتی که دارای ارزش است

برقراری ارتباط: به طور گسترده ،توصیف آن پیشنهادات همچنین یادگیری از مشتریان

انتقال: رساندن آن پیشنهادات به مشتریان از طریقی که ارزش را بهینه کند.

تبادل: معامله ارزش به ازای آن پیشنهادات

 

روش سنتی نشان دادن اجزای بازاریابی از طریق 4P ، که در اوایل 1950 معرفی شد، صورت می پذیرفت و آمیخته بازاریابی نامیده می شد بدین معنا که برنامه بازاریابی ترکیبی از این 4 جز می باشد:

محصول: کالاها و خدمات (خلق پیشنهادات)

ترویج: برقراری ارتباط

مکان: رساندن محصول به نقطه ای که مشتریان که در آن مشتری بتواند آنرا خریداری کند(انتقال)

قیمت: مقدار پولی که به ازای محصول اخذ می شود.(مبادله)

 

ممکن است متعجب شوید که اگر 4پ با مفاهیم خلق،برقرای ارتباط،انتقال و مبادله یکسان هستند چرا در تعاریف جدید تغییر یافته اند.پاسخ این است که آنها دقیقا مشابه یکدیگر نیستند.محصول،قیمت،مکان و ترویج اسم هستند به همین دلیل این کلمات نمی توانند به خوبی تمامی فعالیت های بازاریابی را در نظر گیرند.

برای مثال: واژه محصول، که به نظر کاملا واضح می رسد،دارای محدودیت است.آیا محصول شامل خدماتی که خرید یک اتومبیل جدید به همراه دارد نیز می باشد(همانند نگهداری رایگان برای یک بازه زمانی مشخص در برخی مدل ها)؟ یا فقط به معنی خود اتومبیل می باشد؟

 

2- بازاریابی، مدیریت ارتباطات سودآور با مشتری است و در واقع فرایندی است که بوسیله آن شرکت ها برای مشتریان ارزش آفرینی می کنند و ارتباطات قوی با مشتریان می سازند به این منطور که در عوض از مشتریان ارزش دریافت کنند. هدف دوگانه بازاریابی جذب مشتریان جدید با ارائه ارزش برتر و نگهداری و رشد مشتریان کنونی با حفظ رضایت آنان می باشد.(کاتلر)

همانطور که در این تعریف مشخص است ارزش مهم ترین مفهومی است که در آن به چشم می خورد و درواقع در مرکز هر آنچه که بازاریابی انجام میدهد می باشد.

وقتیکه ما از واژه ارزش استفاده می کنیم ،منظور ما فوائدی است که مشتریان برای رفع نیازهایشان دریافت می کنند.به بیانی دیگر ،ارزش چیزی است که مشتریان با خریداری و مصرف پیشنهاد یک شرکت بدست می آورند.بنابراین اگرچه پیشنهاد بوسیله شرکت ساخته شده است اما ارزش بوسیله مشتری تعیین می شود.

در نتیجه وقتی ما عنوان می کنیم که هدف ما ایجاد یک مبادله سودمند  با مشتریان است، بوسیله سودمندی می خواهیم یادآور شویم که معادله ارزش فردی  که به صورت زیر تعریف می شود مثبت است.

(قیمت + مّشِقّت) - فوائد دریافت شده = ارزش

 

مشقت درواقع زمان و تلاشی است که مصرف کننده برای فرایند خرید صرف می کند. معادله فوق به صورت فردی است زیرا قضاوت های مصرف کنندگان از فوائد یک محصول متغیر خواهد بود،همچنین زمان و تلاشی که او در فرایند خرید صرف می کند.بنابراین ارزش برای هر مصرف کننده متفاوت است.

 

3- وِبستر(1997) خاطر نشان می کند که، از تمامی حوزه های وظیفه ای مدیریتی، بازاریابی بیشترین سختی را برای تعیین نقش خود در سازمان دارد ،زیرا به طور همزمان شامل 3 مفهوم فرهنگ،استراتژی و تاکتیک می باشد.

فرهنگ: بازاریابی ممکن است به عنوان یک مفهوم بازاریابی مطرح شود زیرا مجموعی از ارزش ها و باورها را درون کارکنان نهادینه می کند که هدایت کننده اخذ تصمیمات سازمانی از طریق یک تعهد بنیادی برای خدمت به مشتریان و به عنوان مسیری برای حفظ سودمندی پایدار می باشد.

استراتژی: به عنوان استراتژی، بازاریابی به دنبال گسترش پاسخ های موثر بوسیله تعیین بخش های بازار و توسعه و موقعیت یابی پیشنهادات محصول، برای آن بازارهای هدف با توجه به تغییرات فضای بازار می باشد.

تاکتیک ها: بازاریابی به عنوان تاکیک به صورت روزانه با اجزای آمیخته بازاریابی همانند اقدامات مدیریت محصول،قیمت گذاری،توزیع و ارتباطات؟ بازاریابی از قبیل تبلیغات،فروش شخصی ،نشر ؟و ترویج فروش می باشد.

چالش همزمانی ایجاد مشتری محوری در یک سازمان(فرهنگ) ،توسعه پیشنهادات ارزشی و موقعیت یابی رقابتی(استراتژی) و گسترش جزئیات نقشه های عملیاتی بازاریابی(تاکتیک) بسیار پیچیده است،بنابراین دور از انتظار نیست که بازاریابی آنطور که باید در سازمان ها به درستی درک و پیاده سازی نمی شود.؟

 

 

 

آیا نیاز به مشاوره در زمینه کسب و کار خود دارید؟

همین حالا درخواست خود را ثبت کنید!

 

ما راه حل را می دانیم ، در غیر اینصورت آنرا می یابیم.           .We know the solution, Otherwise We will find it

ارتباط با ما

درباره ما

علیرغم وجود فرصت های گوناگون برای ادامه این مسیر در خارج ازکشور، دغدغه اداره کسب و کارها به شیوه کاملا سنتی در کشور عزیزمان من را بر آن داشت که قدم به عرصه مشاوره کسب و کار گذاشته تا بتوانم به نوبه خود گام هایی را هر چند کوچک در نزدیک تر کردن شیوه مدیریت کسب و کارهای کشورمان به سمت استانداردهای روز دنیا بردارم.